خزعبل

متن مرتبط با «سنگ کره و نرم کره» در سایت خزعبل نوشته شده است

مشاهداتی که سانسور شدند.

  • نیلوبلاگ

    این نوشته حاوی یک تصویر زشت از من است. تصویری از خودبزرگ بینی و خودشاخ پنداری توی ذوق زننده ای که از هیجاناتم بروز پیدا کرده.اینجا با هرکس صحبت کنی ADHD داره. یعنی یک حال مد و ترند عجیبی پیدا کرده. به شکل ویژه تری، زنان و جامعه رنگین کمانی، با شدت بیشتری ابراز مبتلا بودن به انواع بیماری های روان از جمله مرزی، دوقطبی، ADHD و ... دارند.نکته مهم در این رابطه این هست که این افراد از این شرایط برای توجیه رفتارهای نادرست یا غیراخلاقی خودشون استفاده میکنن. اگر دست به خشونت بزنن، اگر به دیگران اهمیت ند...

    ادامه مطلب
  • روزانه

  • نیلوبلاگ

    زیر فشار اتفاقات ایران، تقریبا تا نزدیکی فروپاشی کامل رفتم.مخلوطی از تمام خاطرات و اتفاقات و تصورات و تخیلات و همدردی و همدلی و نگرانی و افتخار قروقاطی در ذهن و دلم ورجه وورجه میکرد.جنگ، بر سر زندگی است و باید بتوان زندگی و شور آن را زنده نگه داشت.وقتی اعتراضات دوست داشتنی ایران شروع شد، بهت و حیرت از نکبت و کارهای سراسر ظالمانه میدیدم و با خودم میگفتم، کدام اتفاق جدید است؟ همه این ظلمها، چیزی بود که سالها رخ میداد.این بار یک چیزی فرق کرده بود: انباشت خشم و لمس درد.کسانی که حرفهای ما را باور نمی...

    ادامه مطلب
  • یک بار دیگر مرگ دوست.

  • نیلوبلاگ

    مرگ جزئی از زندگی است. همان گونه که حافظه، همان گونه که خاطرات. نیوشا هم رفت. حتی نمیدونستم که سرطان داره. میدونستم، اما نمیدونستم انقدر جدیه. شاید نمیخواستم فکر کنم که جدیه. حالا، دیگه نیستش. میتونم فکر کنم، مثل مدت های زیادی که خبر نمیگیریم، هنوز جایی مشغول زندگی و کیف کردنه. یا این که خودم رو گول نزنم، و بپذیرم، که نتونست حتی سی سال زندگی کنه. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • وزش باد یا توفانِ ...؟

  • نیلوبلاگ

    هرکس، یک چیزی را معنای زندگیاش در نظر میگیرد.برای او، چند گیاه بود و چند تابلو و چند ظرف. با اضطراب، دورشان میگشت و میپایید که مبادا خشک شود، خط بیفتد یا بشکند، و زندگیاش رنگ ببازد.کنج خلوت معنادارش را جز به چشمانی که باید نمیخواست نشان دهد.او تمام معنای زندگیاش را، به پای آن دو چشم ریخت.  چشمانی که ناخواسته، خشک کرد و خط انداخت و شکاند.حال تکههای ظروف را، تن شکسته گیاهانش را و تابلوهایی خط افتادهاش را، دست گرفته بود و در خیابان میگشت. نمیدانست این درد را کجا فریاد زند.ا...

    ادامه مطلب
  • میشه داشت از این شعبده بازار، از این جلوه مکار، چه انتظاری؟

  • نیلوبلاگ

    سال ها، وقتی با کسی صحبت میکردم و میخواستم حال بهتری رو براش بسازم، از انتظارات میگفتم.xa0میگفتم دردهای ما از انتظارات ما میاد.دوست نداشتم هیچ وقت این را بگویم، ختی اگر به آن باور داشتم؛ اما حقیقتاً از ...

    ادامه مطلب
  • این بار، واقعا، ناشایان

  • نیلوبلاگ

    بیهوده است.xa0زندگی را می گویم.xa0اصلا هم این بیهودگی بد نیست. یعنی نمی دانم اصلا چرا باید زندگی «سودمند» داشت.این فایده مندی برای کی یا چیست؟زندگی، بی هدف است. قهرمان دوستی، آمال یابی و انواع این گونه دل...

    ادامه مطلب
  • ناخوانا

  • نیلوبلاگ

    شاید اگز سال ها پیش به دنیا آمده بود امیدوار تر بودم. شاید اگر کمی در مورد آینده خوشبین بودم، شادترxa0بودم.xa0من از زندگی ای که کردم ناراضی نیستم. از خانواده ام، دوستانم، معلمان، استادان، با همه این ها حا...

    ادامه مطلب
  • افیون

  • نیلوبلاگ

    این همه دعوا، بخاطر یک تکه دیوار؟جهان به ظاهر از ادیان و سنن و اساطیر دور شده است، اما ریشه دعواها و مرزها همانند.xa0قدرت، ثروت، بی عدالتی ها و این همه ظلم...چگونه می توان نفس کشید در این هوا؟پیش از این...

    ادامه مطلب
  • در مدح حافظه ضعیف (بهانه ای برای گفتن از پایان نامه دوست داشتنیم)

  • نیلوبلاگ

    در مدح ضعف حافظه خیلی می توانم بنویسم؛ البته اگر حافظه ام بگذارد. بدی هایش را که همه می دانند.xa0تا فراموشم نشده است، چندی برای شما می گذارم:1. خیلی کم پیش می آید که ناراحتی ام از افراد باقی بماند. فی ا...

    ادامه مطلب
  • «چرا خاموشم؟» یا همان «مراحل اولیه پذیرش شکست»

  • نیلوبلاگ

    امثال من، آدم های زیاده گویی هستند.xa0ما اگر حرف نزنیم، خفه می شویم. حرف هایمان در حلقمان سنگ می شود و نفسمان را می برد.این مدت خاموش بودم. سنگی هم حس نکردم.xa0چرا؟تمرکزم را از دست داده ام. زود فراموش می کنم. تحلیل نمی کنم. سعی می کنم بازی بخورم. سعی می کنم همان گونه که بازی ام می دهند، رفتار کنم.xa0ما را چه به تغییر.xa0...

    ادامه مطلب
  • دستاورد

  • نیلوبلاگ

    از بین تمامِ آنچه خوانده ام،هیچ عبارتی بهتر از این پیدا نکردم:[آلت مردانه] تو زندگی و هرچی که هست....

    ادامه مطلب
  • فایده-استفاده-مستفید-مفید-ادامه داری نا معلوم در بستر گمشده

  • نیلوبلاگ

    اگر حرفهای ما، بودن ما، نه حال کسی را خوب میکند، نه حس لذیذی به کسی میدهد،اگر نوشتنهای ما، برای هیچ کس، آوردهای ندارد،پس برای چیست؟xa0...

    ادامه مطلب
  • من سگ و زمانه صاحبش

  • نیلوبلاگ

    چندی است میخواهم با تو سخن بگویم.اما از کجا باید شروع کنم؟ما تمام غرقه در هزلیات هستیم و زندگی روان.لبخند شیرین فرزندت را، لبخند شیرین پدرت را، مادرت را، لبخند دلبرانه همسرت را، از یاد مبر.دیوانه وار بنگر در صورت مردم.xa0این از آخرین دفعاتی ست که می توانی ساده و صادق، لذت ببری. بی آن که درگیر خودفریبی باشی.من و هم فکران من در حال انقراض نیستیم. ما منقرض شدیم.تمام....

    ادامه مطلب
  • دوم خرداد

  • نیلوبلاگ

    دوم خرداد 76، من خیلی کوچکتر از آن بودم که بفهمم چه شده است. تنها پنج سال از زندگیم گذشته بود.xa0پنج سال، زمانی بود که لیسانس گرفتن من طول کشید. در طول پنج سال دانشجویی دوره لیسانسم، خیلی تغییر کردم؛ هم...

    ادامه مطلب
  • مسئله من (نجوا با خود)

  • نیلوبلاگ

    این عنوان، کمی گول زننده است. قرار نیست مسئله «من» نوشته شود؛ بلکه قرار است «من» به عنوان یک مسئله، شفاف بیان شوم. تمامی این متن، گواه خود به خود ست که مبادا آن قدر طعنه بشنوم که باور کنم که خود نیستم...

    ادامه مطلب
  • آدمی به یکباره فرو میu200cریزد؟

  • نیلوبلاگ

    متن پیش رو، دوم خرداد نوشته شد و به دلایلی در وبلاگ نگذاشتم. دیروز که اخبار نجفی را خواندم، اصلاحش کردم و حال برای شماست:در طول همین چند سال زندگی ام، انسان های بسیاری را در آستانه ی فروپاشی دیده ام.گ...

    ادامه مطلب
  • برای تو که نَخواندیَم

  • نیلوبلاگ

    تمام داستان، به پایان رسید؟نمی دانم.تنها این را می دانم،که خسته و رنجورم.xa0حوصله کسی را ندارم.حتی خودم.xa0گذشت و گذشت، آخر هم خبری خوب نیامد.xa0نه نیات مهم است و نه اعمال.جهان برای عده ای جهنم است و برای ع...

    ادامه مطلب
  • حواس پرتی. شاید این گونه از غم بتوان گریخت.

  • نیلوبلاگ

    پیشنوشت صفر: این نوشته، خشمگین است. شاید، توهینآمیز هم هست. پیشنوشت یک: آنچه در ادامه آمده است، خیالی است، برگرفته از واقعیت. پیش نوشت دو: موضع من، همان موضع سابق است. پیش نوشت سه: اسم این نوشته خ...

    ادامه مطلب
  • آه اگر آرزوها بر باد رود...

  • نیلوبلاگ

    امید، آخرین سنگر زندگی است.xa0آن وقت که امید، رخت بر بندد، آدمی، تهی ازxa0 همه چیز، می میرد.xa0حتی انتظار مرگ هم نمی کشد؛ می میرد. چرا که در بطن انتظار مرگ، امید نهفته است.xa0از همین رو پی بردم من هنوز هم امی...

    ادامه مطلب
  • ناتوانی ( در ادامه رنج زیسته)

  • نیلوبلاگ

    در این میان عذاب وجدان، رهایم نمی کند. اشتباهاتی کرده ام. نمی توانم. من نمی توانم خدا باشم. منxa0 نمی توا نم خ دا با شم. xa0 xa0...

    ادامه مطلب