این عنوان، کمی گول زننده است. قرار نیست مسئله «من» نوشته شود؛ بلکه قرار است «من» به عنوان یک مسئله، شفاف بیان شوم. تمامی این متن، گواه خود به خود ست که مبادا آن قدر طعنه بشنوم که باور کنم که خود نیستم.
این روزها، طعنه و ناسزا به اندازه کافی می شنوم. اساساً وقتی باب طبع مردمان حرف بزنی، مقبولی و در غیر این صورت، برای مقبولیت و شنیده شدن، می بایست قوی و بلد باشی.
علایق سیاسی، اقلاً، وابسته به عقاید، خواسته ها، شرایط و اتفاقات است. تمام تلاش من آن است که جملات ساده ای را به گوش مخاط برسانم. مثل چه؟ مثلاً این که برای مخالفت با چیزی یا دفاع از چیزی، نیاز به دروغ یا کتمان حقیقت نیست.قرار نیست چیزی، قهرمان خالص باشد. مثلاً این که مخالفت با الف، منجر به موافقت با ب نیست.
من تغییر کرده ام؛ اما نه تغییری که منجر به ولایی شدن یا امثال آن شده باشد، که من هنوز بر سر مخالفت و ضدیت با آنان هستم. از بدِ حادثه، در دورانی افتاده ایم، که گاه، احتمالاً ناخواسته و بر سر اتفاق، ولاییون همدشمن ما میشوند. این دشمن مشترک، باعث حرف های مشترک (در ضدیت) می شود.
معامله قرن در پیش است. مسئله سرمایه داری، آتش به زندگی زده است. ابتذال در بافت اجتماعی ملت دمیده است.
به کدام مردمان امید بندم؟
مگر می شود به کنجی خزید که نباشند؟
باید اقرار کنم، زندگی، مبارزه اندیشه هاست.
ما انتخاب شخصی نداریم. هیچ انتخابی، برای یک شخص تنها نیست. ما، دقیقاً، میانه جنگ آمده ایم. در تار و پود زندگی عصر ما، فقر،خشونت، ابتذال و تردید نهفته است.
داستان های دیروز، امروز واقعی شده اند.
حال ما مانده ایم و عاقبتی که در داستان، به خیر نخواهد شد.
روزی که ایمان یک بچه بسیجی، با داستان های تخیلی، بر باد رفت، به جای شادمانی باید می گریستم. ایمانی که با دروغ از بین رود، ساختار نظم نوین جهانی را احیا می کند؛ و افسوس دانستن، بر مغز خسته می ماند.
پیش از این نیز تفاق افتاده بود. آن روزها، بسیجی ها، هلهله ی شادی راه انداخته بودند. دهه پنجاهی ها وشصتی های زخم خورده از انقلاب، شمشیر بر نگاه چپ می کشیدند. امروز همان بسیجی ها، شمشیر بر عقاید پیشین خود می کشند. وجه اشتراک؟ هر دو تغییر، بنا برحوادث بود؛ داستان دروغ، کتاب تخیلی، تاریخ تحریفی، خواسته های فراموش شده، فقر و درد و زجر، نهایتاً، نتیجه یکیست.
جهان بر اساس قانون جنگل، آرزو می شود. اسمش اما زیباتر است: نظم نوین جهانی.
خزعبل...
ما را در سایت خزعبل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161