برای تو که نَخواندیَم

خرید بک لینک

تمام داستان، به پایان رسید؟

نمی دانم.

تنها این را می دانم،که خسته و رنجورم.

حوصله کسی را ندارم.حتی خودم.

گذشت و گذشت، آخر هم خبری خوب نیامد.

نه نیات مهم است و نه اعمال.

جهان برای عده ای جهنم است و برای عده ای جهنم نیست.

می توان برای خود زیست و آسوده بود.

نمی دانم.

تمام داستان به پایان رسید؟

من همیشه قربانی، بازنده و بد سرانجام بودم؟

نمی دانم.

این روزها، همه چیز بر ریل نشدن سوار است. حتی آن چیزهایی که نمی توانستن نشوند.

مدت هاست نمی شود.

مدت هاست آن قدر ناجور می شود، که کسی باورم نکند.

امروز شکسته ام. شکسته، پژمرده، و این بار، باخت را پذیرفته.

ای کاش، تلاش آدمی دیده می شد. اصولاً همه چیز برخاسته از همین دیده شدن است.

دیده نشد؛ چون نتیجه ای نداد.

می توان کتاب ها در وصف دوباره برخاستن نوشت. اما صبر را، ذهن را، جسم را، نمی توان با کتاب و شعار، برخواند.

شاید ده سال پیش همچین تصوری از امروز نداشتم. حتی نزدیک این هم نبود.

چنین بر هیچ کس، اتفاقات مباد.

...

خزعبل...

ما را در سایت خزعبل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: يکشنبه 20 مرداد 1398 ساعت: 17:06

صفحه بندی