دوم خرداد

خرید بک لینک

دوم خرداد 76، من خیلی کوچکتر از آن بودم که بفهمم چه شده است. تنها پنج سال از زندگیم گذشته بود.

پنج سال، زمانی بود که لیسانس گرفتن من طول کشید. در طول پنج سال دانشجویی دوره لیسانسم، خیلی تغییر کردم؛ همانطور که بعد از پنج سال زنده بودنم.

دوم خرداد 76، برای من، نه خاطره زنده ای دارد، نه یادی از سرخوشی آن موقع. بلکه برای من، تنها تاریخ است. یک واقعه تاریخی که رخدادش مرا یاد هزاران تصویرِ مو بر تن سیخ کن، می اندازد. یادواره ای از امید، پیروزی و غرور، که منجر به تحقیر، شکست و نا امیدی می شود.

سید محمد خاتمی، نه منجی من و امثال من شد، نه قهرمان. او، تنها، یادمان داد که نمی توانیم.

هربار ما را به اوج امید رساند، سپس تدارکاتچی بودن را بر سرمان فریاد زد. هربار، منشِ نامطلوبمان را پیش چشممان آورد. مردم شجاعانه او را خواستند، اما او شجاعت لازم برای پاسخ را نداشت.

دوم خرداد 76، من هنوز مدرسه نمی رفتم. امروز هم من مدرسه نمی روم. بیست و دو سال گذشته است، و تنها اتفاقی که برای من افتاده، محو شدن شادی از روزگارم است. ده سالی است که سبزانه از حق طلبی می گویم و نومیدانه پاسخ میبینم که مصلحت بنفش حکمفرمایی می کند.

سید محمد خاتمی، ممنوع التصویرِ تکرارکنی است امروز، که به جای نگاه کردن به دلیل رأی آوری خود، به هاشمی شدن روی آورده است.

بیست و دو سال گذشته است، و امروز، من، هنوز هم نمی دانم چه شده است و چه می شود.

نه تنها من،

عبا شکلاتی داستان هم، هنوز نمی داند چه شده است.

اکنون من هستم، یک دنیا نا امیدی و شکست، و دوم خردادی که قرار بود ناجی ما باشد.

دوم خردادی که از اعتراض و حق طلبی، تبدیل شد به مسامحه و سکوت؛ به پناه بردن به قدرت و ظالم؛ به آبیاری زمین تشنه با اشک مردمان؛ به سوزاندن دگراندیشان با آتش سرد؛ به ترورهای زنجیره ای افکار؛ به مرگ معنای آزادی و عدالت.

دوم خردادی که تبدیل شد به سیدمحمد خاتمی، ورژن 1398.

خزعبل...

ما را در سایت خزعبل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: يکشنبه 20 مرداد 1398 ساعت: 17:06

صفحه بندی