از تمامی ناگفته های زمین، از ریز ریز مکالمات خدا با خودش بگو.
ضجه بزن ناله بکن زااار بزن؛ آری، از سرنوشت ستمدیدگان و ستم پیشگان این تاریخ بگو.
برایم سخن بگو. آن چنان که وزیر برای پادشاه. آنچنان که روحانی برای عوام.
آن گونه که آیدا برای احمد می گفت.
حرف نزن!
با چشمانت سخن بگو!
می دانم... تو با راه رفتنت، با نگاه کردنت، با بافتن و رنگ اندازی به موهایت، سخن می گویی.
تو زبان جهان شده ای و من گوش شنوا.
-لب به سخن گشا دمی
+لب به سخن چیست، مگو! جان به سخن درآرمی ....
-گوش شوم همه ی جان، تا تو سخن به جان شوی...
خزعبل...ما را در سایت خزعبل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 354