سوال: آیا لزومن هرچه اصیل نباشد بد است؟
سوال: آیا هرچیز ساختگی، نو یا متفاوت، از اصالت به دور است؟
2.
اگر ما به جامعه و مدنیت معتقدیم، تکه کردن جامعه به افراد و تشکیل جامعه جدید، راهکاری اشتباه و مخالف با اصل نظریه است. جامعهمحوری، با گستردن جوامع کوچک ب بزرگ و نهایتن کامل شکل می گیرد. وگرنه شما با شکستن جوامع کوچک، به بهانه ی بی اصالتی، خود حرکت در سمت جامعه زدایی است. در باب چرایی این امر خواهم نوشت.
3.
از مصایب نظریات و فلسفه ها و ایده ها، جایگزین شدن مصداق به جای جریان فکری است.
برای مثال بنده می گویم اصلاح خوب است. مانند آن چه در دهه 70 رخ داد. زان پس هرکه در هر سالی و هر شرایطی بخواهد اصلاح کند، می رود و تقلید از دهه 70 میکند. این اشتباه بزرگی است ک در ایدئولوژی های مختلف شاهدش بوده ایم. اغلب از طرفداران دو آتشه هم. اما اصل جریان فکری و اهداف است. به مثال ها نباید چنگ زد.
4.
ابتذال، قرار دادن نا متناسب است.
5.
تفکر نقادانه نسبت به تمامی امور لازم است. این روزها در گروه های مختلف شاهد بحث هایی بودم ک اگر اسم را حذف می کردیم، می توانستیم داعیان اقشار و تفکرات مختلف را یکی بگیریم. انتقاد پذیری هم هنوز از مصایب است.
6.
باز هم این روزها، بسیاری در مورد جامعه ایده آل بنده، با من صحبت کردند. ریشه ایده آل به هدف برمیگردد. از من بپرسید، اصل زندگی، زندگی کردن است.واژه مناسب نیست؟
بگذارید این طور بگویم، لذت بردن در چارچوب اخلاق. یا بگذارید معادل آن را بگویم: لذت پایدار.
7.
شرایط ب گونه ای است، که آرامش لازم موجود نیست، نوع مباحثات، جستجوی حقیقت نیست، و در هر سو افرادی برای اشاعه نظرات می پردازند. این در عمل ، با تفکر نقادانه در تضاد آمده است. ما همه یک پیش فرض و عقیده ای داریم، اما آنچه در مباحثات مطرح است، دفاع از افکار نیست.بلکه بررسی حقیقت جویانه است که در صورتی ک افکار و اندیشه هایمان، با حقیقت جوییمان هم سو باشد، بدین معناست ک انتخاب درستی داشته ایم و در مباحثه هم بنا بر حقیقت جویی پیش رفته ایم ک امری صحیح است. چرا ک صحیح پنداشتن هر اندیشه ای با توجه ب شرایط امروزی ما، در معیتِ کم آگاهی است که این خود با تفکر مدافعانه اگر همراه شود منجر ب نتایج مغایر با حقیقت جویی و اصلاح است.
8.
کتاب خواندن بسیار خوب است. قطعن من هم موافقم. اما حواسمان باشد ک کتاب را چگونه و با چ نگاهی می خوانیم. آن گونه نشود ک صرفن کتابی را برای تقدیس یا قبول کردن بخوانیم. هر کتابی ، یک اندیشه ای را اشاعه میدهد، یک داده هایی را می دهد، و با توجه به خواننده منجر ب نتایج و تفاسیر می شود. حال اگر ما صرفن کتاب را برای قبول کردن و تقدیس بخوانیم چه خواهد شد؟
9.
در صورتی ک با عدم آگاهی و باور ب اشتباه در نگرش افراد آشنا شویم، راحت می توانیم همه را دوست بداریم.
باز هم به نگرش شخصی خودم اشاره کنم، افراد بد نیستند.اعمال و نگرش ها بد هستند. این نگرش ها ذاتی نیستند بسته ب شرایط و وقایع پیش می آیند. شاید ب نظر جبری بیاید نظریاتم، اما قایل به این هستم ک افراد و نگرش هایشان نتیجه تاریخ آن هاست.
10.
باید ملت را دوست داشت تا بتوان اصلاح کرد. گرنه، اصلاح امری مضحک است.
11.
از اصلاح گفتم، سوالی اساسی برایم پیش آمده است. اصلاح برای کیست؟برای چیست؟ آیا صرف خوب بودن اصلاحٍِِ مثبت، می بایست اصلاح کنیم؟اگر این طور است چرا اصلاح خوب است؟
بگذارید رک بگویم. ما همواره هدف اصلی را فراموش کرده ایم.
12.
واژه ها خشک می شوند، نجس می شوند، جان می گیرند، جان می دهند، و زندگی می سازند.
باز هم می خواهم از کلی از حرف هایم بگذرم و برسم به آخرش.
زبان شما، شخصیتتان را می سازد.
ابله
خزعبل...ما را در سایت خزعبل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 150