سر به بیابان، نه، اما جنگل و در و دشت آری.

خرید بک لینک
خلاصه امر آن که از میان جمعیت انبوه پریان و شیاطین و نکبت و عالی گذر کردیم و هر که و هر چه به سرانجامی رسید و من هنوز بر سر جای خود، بعضن عقب تر، نشسته ام.

ناف ما را با حرف بریده اند. در نظر در کلام اوضاع خوب می نماید. در عمل؟

قاعده ای عحیب هم مدتی است بر سرم سایه فکنده. این چنین است که عجیب ترین و دور از انتظار ترین وقایع در راستای "نشدن" صورت می گیرد. گویی در آزمون استقامت نام نوشته ام.

باید اعتراف کنم از نظر روحی دچار مشکل شده ام.

شاید برای همین است باز به این خانه بازگشته ام.

مدتی است خفگی را حس می کنم. بغضی که اشکی درش نیست. فریاد هایم در گلو کپک زده است.

گربه هم نیستم که روی این دیوار لیز بالا روم. گیر کرده ام.

اگر روزی دیدید که توان کار ندارید، نیت دارید، اراده تان مختل شده است، از نشانه های افسردگیست.

هرچه سریع تر درمانش کنید. وگرنه دیوار دورتان خواهد آمد و هر روز تنگ تر خواهد شد.

مشکلات هم عادت دارند با هم هجوم می آورند. بهرحال مرگ یه بار شیون یه بار هم هست دیگه.

این رو هم اضافه کنم ک یک توییت جالبی بود ک واقعن قشنگ بود:

عذاب آورترین درد ، اونیه ک نمیتونی عزیزانت رو خوشحال کنی یا دردی ازشون دوا کنی.

خلاصه همین

.

خزعبل...

ما را در سایت خزعبل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:07

صفحه بندی